خانه های مجازی جدید

آدرس صفحه اینستاگرام من:

https://www.instagram.com/mm.sayyar/

 

آدرس کانال شعرهای من در تلگرام:

Telegram.me/mmsayyar

 

يك عاشقانه تازه

سلام دوباره

انگار بلاگفا مشكلش حل شده و باز هم ميشود اين دفتر شعر را ورق زد و در آن شعر نوشت... گرچه در اين فاصله صفحه اي در اينستاگرام هم  درست كرده ام:

https://instagram.com/mm.sayyar/

اما اين غزل را مثل هميشه اول در اينجا ميگذارم.

 

سال‌هاي ثانيه‌ها

ولي سري - سر راهت- به اين دچار بزن...

دمي -چو باران- بنشين، دم از بهار بزن

 

بيا و حوصله كن دست بر دلم بگذار

دوباره زخمه بر اين تار بيقرار بزن

 

مدام، اين پا آن پا كن و بگو دير است

شبيه عقربه‌ها حرف نيش‌دار بزن!

 

«بهار مي‌گذرد بي‌صدا... بهار منم!...»

به عطر خويش در اين كوچه باز جار بزن

 

بدون پلك زدن سال‌هاست منتظرند

سري به ثانيه‌هاي سر قرار بزن

سلام دوباره

سلام

يك غزل تازه

تماشا

قال رب أرني أنظر اليك قال لن تراني ولكن انظر الي الجبل...(اعراف/143)

 

باز در من چشم وا كن تا تماشايت كنم

دردِ ديدن را دوا كن تا تماشايت كنم

 

آشكارا آشكاري مثل روز روشني

رازها را برملا كن تا تماشايت كنم

 

چشم باطن بين نمي‌خواهم، تو پنهان نيستي

چشم ظاهر بين عطا كن تا تماشايت كنم!

 

چشم‌بندي‌هاي دنيا مهلت ديدن نداد

زود‌تر محشر به پا كن تا تماشايت كنم

 

تندي نور تو زد چشم مرا اي آفتاب

جلوه در آيينه‌ها كن تا تماشايت كنم

 

دقايقي از جلسه نقد "رودخواني" در فرهنگسراي انديشه:

http://www.aparat.com/v/mvkwd

 

با تو نگفته بودم...

(شعر تيتراژ سريال حانيه

با موسيقي فريد سعادتمند و صداي سالار عقيلي)

 ...

با تو نگفته بودم/ از گريه هاي هر شب

عشقت نشسته بر دل/ جانم رسيده بر لب

 

من بي تو سرگردان/ من بي تو حيرانم

شرحي ز گيسويت/ حال پريشانم

 

بي تابم اين شبها/ بي خوابم اي رؤيا

از تو چه پنهان من/ گم كرده ام خود را

 

پيدايم كن/ شيدايم كن

آزادم كن از اين سكوت بي پروا

 

بي تابم اين شبها/ بي خوابم اي رؤيا

از تو چه پنهان من/ گم كرده ام خود را

 

چشمي بگشا/ بشكن شب را

تا با تو بگذرم از اين همه غوغا

 

پيدايم كن/ شيدايم كن

آزادم كن از اين سكوت بي پروا

 

اين قطعه را بشنويد:

http://rahnava.ir/news/8933

 

 

 

 

 

شهيد پسرِ شهيد

چند سطر به احترام شهيد رشيد اسلام: "جهاد عماد مغنيه"

 

خوش به حال او كه پيش از آن كه مرگ

                                لحظه اي به بردنش

                                                فكر هم كند

                                                  بي هوا پريد...

چند عكس و يك خبر...

                از او همين به ما رسيد

چند عكس و يك خبر... و نام كوچكش...

                                نام كوچكش "جهاد" بود

                                           نام خانوادگي: شهيد  

پر كاهي به آستان رسول(ص)

 

  اين دو غزل پيوسته را بي هيچ توضيحي در "رودخواني" آورده بودم.حالا با يك توضيح كوتاه در اينجا مي آورم. آن هم اين كه اين دو شعر را در حال و هواي دو سوره از قرآن كريم يعني "ضحي" و "انشراح" سروده ام.اين دو سوره  بر اساس روايات به هم پيوسته اند و در حقيقت يك سوره به حساب مي آيند و من از كودكي شيفته اين دو سوره ام و اين كه خداوند چگونه محمدش را -كه درود خدا براو باد- نوازش ميكند و چه سوگندها ميخورد كه من تو را رها نكرده ام و از شايعه ها و طعنه ها دلخور نباش و...

گفتم اين روزها كه  غرب - چون هر روز- در كار پوشاندن آفتاب است بايد از  "دم صبح" گفت و "انشراح" خواند...فان مع العسر يسرا...ان مع العسر يسرا....

 

دَم صبح

صبحيم و از خزانه شب بردميده‌ايم

آرِي قسم به شب – شب رفته- سپيده‌ايم

 

آري قسم، قسم به شب آن دم كه رام شد

رفته ست رفته رفته شب و ما رسيده‌ايم

 

شب بود و شبهه، شايعه قهر آسمان

از هر شهاب زخم زباني شنيده‌ايم

 

گفتيم: قهر نيست خدا...آشتي ست او

گفتيم: ما كه اين همه نازش خريده‌ايم...

 

ما را به حال خويش نخواهد گذاشت، ما

سختي‌كشيده‌ايم، يتيمي‌چشيده‌ايم

 

آخر خودش هم از دلمان در مي آورد

دنيا و آنچه را كه شنيديم و ديده‌ايم

 

دريا! مزن به سينه ما دست رد كه ما

گر قطره ايم از آب وضويي چكيده‌ايم...

 

انشراح

 

گر قطره‌ايم از آب وضويي چكيده‌ايم

گر ذره‌ايم، گِرد عبايي دويده‌ايم

 

مثل نسيم قصه دل‌هاي تنگ را

با شرح صدر، غنچه به غنچه شنيده‌ايم

 

در هم شكست گرده گردون و كوه را

باري كه ما به شانه زخمي كشيده‌ايم

 

آوازه‌مان به عالم و آدم رسيده است

هرچند خود ز عالم و آدم بريده‌ايم

 

آسان و سخت عشق سوا كردني نبود

ما نيز مهر و قهر تو در هم خريده‌ايم

 

ما را فراغ بال نداد اين زمين ولي

يك چند پلك خواب پريدن كه ديده‌ايم

 

خوابي ست تلخ اين قفس تنگ، اين جهان

پلكي به هم زنيم از اينجا پريده‌ايم

 

پي نوشت يك: اين شيوه رجوع به قرآن در شعر  را از غزلي از حافظ ميتوان آموخت: غزل معروف "بارها گفته ام و بار دگر ميگويم" كه گويا هر يك از ابيات آن ذيل يك آيه از سوره "نجم" سروده شده است.(خودتان اين غزل را با آن سوره تطبيق دهيد.)

پي نوشت دو:اين ويدئو را هم ببينيد.غزل "دم صبح" در برنامه "سمت خدا" با موضوع تفسير سوره ضحي(با سپاس از استاد ميرباقري و نجم الدين شريعتي عزيز)

 

 

 

مرگ بر آمريكاي 93(با صداي حاج صادق آهنگران)

    به لطف خدا و با عنايت سيدالشهدا(ع) امسال هم با بچه هاي باشگاه موسيقي راه توفيق ساخت سرود مرگ بر آمريكا را با حال و هوايي عاشورايي پيدا كرديم. آن هم با همراهي مداح با صفايي كه صدايش با ضمير نسل ما و تاريخ انقلاب و دفاع مقدس در آميخته است.حاج صادق از اهواز آمد و خواند و برگشت تا به عزاداري هاي خوزستان برسد. انتخاب اين صدا و اين مدل كار براي مرگ بر آمريكاي امسال حاصل چند ماه تامل و همفكري بود و فكر ميكنم نتيجه اي شنيدني و ماندني حاصل شده است.

    ثواب اين شعر را - اگر ثوابي بر آن مترتب باشد- تقديم ميكنم به روح مرحوم "قيصر امين پور" كه گويا اولين شاعري است كه "مرگ بر آمريكا" را در شعر خود آورده و ضبط اين اثر هم در سالگرد در گذشت او انجام شد.ابتدا شعر قيصر را بخوانيد و او را به فاتحه اي مهمان كنيد:
اینجا هرچند خانه و وطن ماست
اما بدان که قصد اقامت نکرده ایم
باید نماز قصر بخوانیم
زیرا مسافریم
اینجا
باید به خون خویش وضو کرد
یا با خاک خون گرفته تیمم کرد
برخیز تا نماز بخوانیم
جای نماز عشق همینجاست
وقت نماز "مرگ بر آمریکا"ست
 پاداش این نماز کم از آن نیست

شنيدن سرود


بشکن تو سکوت جهان
برخیز و دوباره بخوان
فریاد بزن بی امان:
مرگ بر آمریکا


با سوره والعادیات
با آیه تبت یدا
برخیز و بگو یکصدا:

مرگ بر آمریکا


شور لحظات من است

فریاد حیات من است
رمی جمرات من است:
مرگ بر آمریکا
 

شد کرب و بلا هر کران
نفرین بر کودک کشان
بر حرمله های زمان

مرگ بر آمریکا
 

ماییم و راه امام
راه جهاد و قیام
ذلت به ما شد حرام
هیهات منا الذله
 

دشمن کجا تواند
ما را عقب براند
باید جهان بداند

هیهات منا الذله

 

 
جز راه حق نپوییم
جز کربلا نجوییم
گفتیم و باز گوییم
هیهات مناالذله
 

ما را نبود جز راه امام و شهیدان/ راه ایمان
باشد دلمان مردانه بر آن عهد و پیمان/ تا بُود جان
مردانه به میدان بگو
با یاد شهیدان بگو
با همت و چمران بگو:
مرگ بر آمریکا…
 
بر لب ما، زمزمه ی یا حسین است/ یا حسین است
بیعت ما، تا به ابد با حسین است/ با حسین است
کل یوم عاشورا
کل ارض کربلا
هیهات مناالذله
مرگ بر آمریکا…

يك نماهنگ

اين نماهنگ اولين همكاري موسيقايي ايران و غزه به حساب مي آيد. شعر فارسي از من است و پويا بابايي آن را خوانده و شعر عربي از نهاد نشوان با صداي عبدالمجيد عريقات.

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/532643 

 

فی السماء ... ترسم غزة

(در آسمان‌ها غزه به تصویر کشیده می‌شود)

فوق الماء ... تبحر غزة

(از روی دریاها، غزه می‌گذرد)

تحت الأرض ... تعبر غزة

(از اعماق زمین، غزه عبور می‌کند)

مرز فلسطین تا ابد از نهر تا بحر است

(الحدود الفلسطینیة ستکون للأبد من النهر الى البحر)

از رود تا دریا نه حتی یک وجب کمتر

(من النهر حتى البحر دون أن ینقص منها شبرا واحدا)

ای مسجد الاقصای ... ما ای قبله اول

(یا مسجد الأقصى یا أیتها القبلة الأولى)

هنگامه آزادی تو  ... می‌رسد آخر

(قد حان وقت تحریرک)

 

غزة صخرة ، غزة نار

(غزه چون صخره است، غزه چون آتش است)

غزة حروف الانتصار

(غزه حروف پیروزی است)

غزه موج سرکش است

(غزة کموج هائم)

شعله شعله آتش است

(غزة شرارة النار)

کل الغارات الجویة واستهداف المدفعیة

(تمامی حملات هوایی و توپخانه‌ای را ... )

تخسی کرمال الحریة

(بخاطر آزادی، کوچک می‌شماریم)

غزة قلعة ما تنهار

(غزه دژی مستحکم است)

غزه موج سرکش است

(غزة کموج هائم)

شعله شعله آتش است

(غزة شرارة النار)

 

وحدة الامة نهج الثوار

(وحدت امت، راه و روش انقلابیون است)

هلا علینا النصر بدعم الاحرار

(و با حمایت آزادگان، پیروزی نصیب ما گشت)

تحت ترابک یا فلسطین دمر جیش المحتلین

(ارتش اشغالگران در زیر خاک تو ای فلسطین نابود شد)

حیو صمود الجبارین

(زنده باد پایداری اهل فلسطین)

غزة درب الانتصار

(غزه مسیر پیروزی است)

بر پرچم ما آیه نصر من الله است

(آیة "نصر من الله" مکتوبة على رایتنا)

افسانه اهریمنان را آب خواهد برد

(وسیتم دحر الشیاطین قریبا)

یک امتیم و سطل آبی هم اگر ریزیم

(نحن أمة واحدة واذا سکب کل منا دلوا واحدا من المیاه)

بود و نبود دشمنان را آب خواهد برد

(سیجرف المیاه الأعداء ویکتسحهم)

غزة صخرة ، غزة نار

(غزه چون صخره است، غزه چون آتش است)

غزة حروف الانتصار

(غزه حروف پیروزی است)

 

غزه موج سرکش است

(غزة کموج هائم)

شعله شعله آتش است

(غزة شرارة النار)

رغم العدوان ... برکان یا زمان

(ای زمان بدان که ما علی‌رغم دشمنان چونان آتشفشانیم)

معنا الله، وأرواح‌ها لفرسان

(خداوند و ارواح مجاهدان با ما هستند)

لا مانهاب التخویف، وفیتو الأمریکان

(از وتوی آمریکا هراسی نداریم)

اطفالک غزة اسطورة .. اسطورة الأحرار

(فرزندان تو ای غزه، اسطوره‌های آزادگان جهانند)

یاری مظلوم راه و رسم ماست

(نصرة المظلومین من شیمنا)

تا به ابد در نبرد غزه پابرجاست

(وسنجاهد من أجل تحریر غزة إلى الأبد)

وحدة الامة نهج الثوار

(وحدت امت، راه و روش انقلابیون است)

هلا علینا النصر بدعم الاحرار

(و با حمایت آزادگان، پیروزی نصیب ما گشت)

دو غزل

يك غزل تازه:

خاموش

خاموش لب به هجو جهان باز كرده است

اين زخمِ ناگهان كه دهان باز كرده است

 

چشمم بساط چشم فرو بستن از جهان

در اين جهان چشم چران باز كرده است

 

اشكم بر آمد از پس گفتن، چه خوب هم...

طفلك اگرچه دير زبان باز كرده است

 

اين چاكِ پيرهن كه از آن شرم داشتيم

خود لب به پاك بودنمان باز كرده است

...

من خود به چشم خويش شنيدم هزار بار

هر غنچه اي لبي به اذان باز كرده است

 

يك رباعي انتظار  و  يك غزل قديمي(از كتاب حق السكوت) براي امام رضا(ع) :

در محضر رهبر(پنج سال پيش)